نقش نهادهای میانجی نوآوری در صنایع الکترونیک

نهادهای میانجی یا واسط را می توان به عنوان سازمانهایی در نظر گرفت که هدف اصلی آنها توانمندسازی سایر بازیگران فعال در خلق نوآوری است. البته باید توجه داشت که تعریف دقیق و مورد توافقی از این مفهوم وجود ندارد و هر یک از پژوهشگران مبتنی بر دیدگاه های خاص خود به تعریف و طبقه بندی این نهادها پرداخته اند. حتی در نام گذاری این نهادها نیز توافق یکسانی نبود و هر محقق از منظر ورود خود به موضوع نامی را برای این دست نهادها بر گزیده است. در جدول زیر برخی از اسامی مختلفی که برای این سازمان ها مطرح شده است آورده شده است.

  • اسامی مختلف استفاده شده برای نهادهای میانجیدر ادبیات موضوع

نام در نظر گرفته شده برای نهادهای میانجیمطالعه مورد نظر

۱ طرف سوم منتل و روسجر (۱۹۸۷)
۲ سازمان‌های فراساختاری لین، ردی و آرام (۱۹۹۶)
۳ واسطه گر دانش هارگدون (۱۹۹۸)
۴ سازمان‌های مرزی کش (۲۰۰۱)
۵ واسط های الکترونیک فیلت (۲۰۰۶)
۶ نهادهای کاتالیست لیتائو (۲۰۰۶)
۷ واسطه گرهای دانش مجازی ورونا، پراندلی و ساونی (۲۰۰۶)
۸ توسعه دهندگان مرز آلن و گاملن (۲۰۰۷)
۹ سازمان پل زننده ساپسد، گرانتام و دفلیپی (۲۰۰۷)

هاولز (۲۰۰۶) نهاد واسط را اینگونه تعریف می نماید:

«یک سازمان یا بدنه که به عنوان یک کارگزار یا واسطه در هر جنبه‌ای از فرایند نوآوری، میان دو یا چند طرف، عمل می‌کند فعالیت‌های این نهادهای واط شامل: کمک به فراهم آوردن اطلاعات درباره همکاران بالقوه، واسطه گری برای داد وستد بین دو یا چند طرف، عمل کردن به عنوان یک میانجی بین سازمان‌ها و بدنه‌هایی که با یکدیگر همکاری دارند و کمک به یافتن مشاوره، تامین مالی و پشتیبانی برای نتایج نوآورانه همکاری‌ها»

دالزیل (۲۰۰۹) در تعریف خود از نهادهای واسط بیان می دارد که واسط های نوآوری، سازمان‌ها یا گروه‌هایی درون سازمان‌ها هستند که برای تواناسازی نوآوری فعالیت می‌کنند، یا از طریق توانمند سازی نوآوری یک یا چند شرکت، و یا به صورت غیر مستقیم با افزایش ظرفیت نوآوری مناطق، جوامع یا بخش‌ها.

  • کارکردهای نهادهای میانجی

نهادهای میانجی کارکردهای متعددی را انجام می دهند در مطالعات مختلف به این کارکردها پرداخته شده است. بحث درباره نقش‌های نهادهای واسط نوآوری ریشه در ۴ حوزه تحقیقات داشته است:

• ادبیات انتقال و انتشار فناوری؛
• مطالعات نوآوری درباره نقش و مدیریت چنین فعالیت‌هایی و شرکت‌هایی که از این فعالیت‌ها پشتیبانی می‌کنند؛
• ادبیات نظام‌های نوآوری؛
• تحقیقاتی درباره سازمان‌های خدماتی و به خصوص در شرکت‌های دانش بنیان خدمات کسب و کار

هر کدام از این ۴ دسته مطالعات عناوین و کارکردهای متفاوتی را برای سازمان‌های میانجی برشمرده‌اند؛ هاولز (۲۰۰۶) مبتنی بر این مطالعات، ۱۰ فعالیت مجزا برای واسطه گری نوآوری بر می‌شمارد:

• پیش بینی و تشخیص،
• پایش و پردازش اطلاعات،
• پردازش و ترکیب/ بازترکیب اطلاعات،
• دروازه بانی و دلالی،
• آزمایش و تأیید،
• اعتبار سنجی و مجوز دهی،
• تأیید اعتبار و تنظیم،
• پشتیبانی از نتایج،
• تجاری سازی،
• ارزیابی پیامدها

دالزیل نیز سه دسته اولیه از فعالیت‌های واسطه‌های نوآوری را به صورت زیر معرفی می نماید:

• فعالیت‌های شبکه سازی درون سازمانی،
• فعالیت‌های توسعه فناوری و فعالیت‌های مربوط به آن،
• خدمات مکمل کسب و کار

کلرکس و لیوویس (۲۰۰۹) نیز سه کارکرد اصلی برای نهادهای واسط نوآوری در نظر گرفته اند:

  1. جفت جور کردن تقاضا[۱]: متصل نمودن نیازهای نوآوری و معادل کردن تقاضاها در معنای دانش، فناوری، تامین مالی و سیاست؛
  1. ایجاد شبکه: تسهیل ارتباطات میان بازیگران (مرور اجمالی، هدفگذاری، فیلترینگ و واسطه‌گری بین همکاران احتمالی)؛
  2. مدیریت فرایند نوآوری: ارتقای هماهنگی و یادگیری در شبکه های چندعاملی که شامل تسهیل در یادگیری و همکاری در فرایند نوآوری است.

در فایل پیوست که مقاله ی پذیرفته شده در پنجمین کنفرانس بین المللی مدیریت فناوری می باشد به بررسی نقش نهادهای واسط در صنعت الکترونیک پرداخته شده است. برای دانلود فایل مقاله اینجا کلیلک کنید.


[۱]. Demand articulation

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *